محتوا محتوا

شناسه : 18495191


ناصر انجراني دربيست و چهارم مهر سال 1342در شهر قزوين به دنيا آمد.

به گزارش یزد هنر؛ ناصر انجراني دربيست و چهارم مهر سال 1342در شهر قزوين به دنيا آمد .

تحصيلاتش را تا پايان راهنمايي در قزوين ادامه داد .و همزمان با تحصيل در مغازه پدر مشغول به كار بود .

ناصر ازهمان كودكي اهل مسجد و نماز اول وقت بود و بيشتر وقتها همراه دوستانش در مراسمات مذهبي و دعا ها و سينه زني ها شركت ميكرد. ناصر گروه سرودي از نوجوانان را تشكيل داده بود و در مراسمات مختلف به اجراي برنامه ميپرداختند.

ناصردرسال 1364 ازدواج كرد و به عضويت سپاه درآمد   و عازم جبهه شد،تنها بيست ماه از ازدواجش مي گذشت كه در بيست و پنجم ديماه 1365 در عمليات كربلاي پنج در شلمچه به شهادت رسيد.

این بار بچه های گروه سرود برای فراغ مربی خود می نواختند و می سرودند.

مادر ناصر هم که طاقت دوری فرزندش را نداشت شش ماه پس از شهادت ناصر در کشتار وحشیانه مکه به دست مزدوران آل سعود به شهادت رسید و به فرزند شهیدش پیوست.

بخشی از وصیت نامه شهید:

وصایا

بسم الله الرحمن الرحیم. «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون». (آل عمران/ ۱۶۹). کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، چون مردگان ندانید؛ بلکه آنها زندگانی هستند که نزد خدای خودشان رزق و معاش دارند. «شهادت ارثی است که از اولیاء به ما رسیده است». امام خمینی.

«اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان امیرالمؤمنین علیاً ولی الله». شهادت می‌دهم به یگانگی خدا و شهادت می‌دهم که محمد (ص) فرستاده اوست و شهادت می‌دهم که علی (ع) ولی خداست. به نام الله. پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود به محضر آقا امام زمان، منجی عالم بشریت (عج) و نایب بر حقش امام خمینی (ره) و با درود بر روحانیت مبارز و در خط امام که با سخن و قلم‌شان و شهدای عزیزمان با خون‌شان حاکمیت اسلام را تثبیت می‌نمایند.

وصیت‌نامه‌ی بنده‌ی حقیری است که بار گناه بر دوشش سنگینی نموده و جبهه‌ی پیکار حق علیه باطل را در پیش گرفته است، که شاید خداوند رحیم بر او منت گذارد و باعث رستگاری‌اش گردد. پس از عرض سلام خدمت پدر و مادر عزیزم؛ من راه خود را شناختم و دنبالش رفتم و خوشحالم. من امروز احساس می‌کنم که دوباره جریان کربلا تکرار شده و حسین زمان، خمینی روح الله، ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی» را فریاد می‌زند. آیا می‌شود جواب فرزند پیامبر (ص) را نداد؟ آیا می‌شود جواب «نه» داد؟- والله نه؛ من مردن را بهتر از زندگی ذلت‌بار می‌دانم و در جواب خمینی زمانم می‌گویم: «لبیک، لبیک.»

 ای پدر ومادرم و ای همسر گرامی! این دنیا فانی و فنا شدنی است و زندگی واقعی در جوار رحمت حق تعالی است. پدر و مادر عزیزم! من امانتی بیش برای شما نبودم و شما از پس دادن امانت خودتان به خدای متعال خوشحال باشید.

مادرم! همچون مادران شهدای صدر اسلام مبلغ و ترویج دهنده‌ی فرهنگ شهادت‌طلبی امت حزب الله باش. و شما ای برادران و خواهرانم! سعی کنید رسالت خون شهدا را بر دوش گیرید. برادرانم! از شما می‌خواهم حسینی‌وار و قاطعانه امام و مکتب اسلام را یاری کنید و نگذارید سلاح من زمین بماند.

خواهرانم می‌خواهم همیشه زینب‌وار باشید و حجاب خود را حفظ کنید؛ چون که حجاب شما کوبنده‌تر از خون من است. درس بخوانید و قرآن و اسلام را فرا گیرید، که این عمل شما مشت محکمی بر دهان شرق و غرب و ابرجنایتکاران است.

پدر، مادر، همسر، برادران و خواهرانم! معنی و مفهوم زندگانی آن وقت معلوم می‌گردد که انسان در جهت خدا حرکت کرده باشد؛ پس باید تقوا را پیشه ساخت و از هرگونه اعمال و مسایلی که انسان را از خدا دور می‌سازد، دوری جست.

خدایا! از تو خواستارم که اگر شهادت را نصیبم کردی، فقط ذات مقدست باشد. «اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک» - بارالها! به من روزی بده توفیق شهادت در راهت را. ای کاش هزاران جان داشتم و فدای قرآن و امام می‌کردم؛ چرا که در این راه اگر دشمن را شکست دهیم پیروزیم و اگر به ظاهر شکست بخوریم و کشته شویم، باز هم پیروزیم. به هر حال مایه‌ی شکر پروردگار و افتخار برای من و شماست؛ چون جایی می‌روم که ملکوتش نامند. زندگی ذلت‌بار را هیچ وقت قبول نخواهم کرد و مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می‌دهم و همان طور که قلبم آگاه است به آرزوی خودم خواهم رسید. در خاتمه، شما ای همسر، پدر و مادر عزیزم! می‌دانم که نتوانستم به شما خدمت کنم. من نتوانستم حق فرزندی و همسری را نسبت به شما ادا کنم. پدر گرامی، مادر قهرمانم و همسر دلیرم! از شما نیز طلب عفو و بخشش دارم و امید است که ان شاء الله مرا ببخشید و از شما می‌خواهم از طرف من از همه‌ی اقوام، خویشاوندان و آشنایان حلالیت و طلب عفو بخواهید و از خداوند تبارک و تعالی هم می‌خواهم که عمر امام را طولانی و انقلاب اسلامی را به رهبری ایشان تا ظهور حضرت مهدی (عج) پایدار نگه دارد.

والسلام. علی من التبع الهدی.

برادر حزب اللهی شماناصر انجیرانی