محتوا محتوا

شناسه : 23108688
نگارشی بر اجرای یک تئاتر؛


حسام افروز در دومین کارگردانیش نشان می دهد در انتخاب هایش هوشمند است و وحدت رویه دارد. کنکاش گر و واکاو است و به همین دلیل فضای ریالیستی در طراحی صحنه؛ بازی های کاملا ریالیستی است.

به گزارش یزدهنر، شامگاه بیست و دوم شهریور ماه یکهزار و سیصد و نود و پنج شمسی  در پلاتو حوزه هنری یزد تماشگر نمایش قصه ظهر جمعه به نویسندگی اقای محمد سماوات و به کارگردانی حسام افروز می باشیم که در حد بضاعت قلم به واکاوی و تحلیلش می پردازم.


قصه ظهر جمعه نمایشیست که از دهه شصت  می گوید و محمد سماوات  به زیبایی عنوان قصه ظهر جمعه را برای ان برگزیده است.  چهار برادر و سه خواهر و یک داماد و دو عروس و پدر شخصت های حاضر و غایبی هستند که  فقط یکی از برادرها مفقود الاثر است  که فقط قاب عکسی ازو می بینیم و پدر که مریض است و در سراسر نمایش کلامی از او نمی شنویم.


ان چه در تحلیل متن مایش می توانم بگویم قصه ظهر جمعه نمایش اضطراب  و استرس شخصیت هاست  . هیچکس سرجایش نیست همه  می خواهند  همه چیز سامان یابد اما سرانجامی نمی گیرد. چرا پول خانواده گم شده است؟ چرا خواهر کوچکتر که هنوز  دلداده   خواستگار اول است  را باید وادار به ازدواجی نمایند که نمی خواهد؟ مادر خانه خدابیامرز شده است که البته خواهر بزرگتر که خیاطی می کند جانشین مادر است را ازو  نیز کاری ساخته نیست که دیگر خواهرش باید با شوهر مستی زندگی نماید که البته خانواده اصلا قبولش ندارند و فقط تحملش می کند.!!!


قصه با مخالفت خواهر کوچکتر و از مراسم عروسی فرارکردنش  به اوج می رسد.

اوجی که فروکش می نماید و با قبول بله گفتنش به ازدواجی ناخواسته می رود سامان یابد که البته با مرگ پدری که  تا قبل از  اخرین نفسه هایش ما زندگی نباتیش را  نظاره می نمودیم و البته شاید تنها کسی که از این  فقدان برنجد و بسیار ازرده شود فرزند کوچک خانواده است که  پدر پدرهایش   بسیار فراتر از  صحنه به گوش  می رسد.
اجرا:
در نقد اجرا باید بگویم  حسام افروز  در دومین کارگردانیش نشان می دهد در انتخاب هایش هوشمند است و وحدت رویه دارد. کنکاش گر و واکاو است و به همین دلیل فضای ریالیستی در طراحی صحنه؛ بازی های کاملا ریالیستی است و پرداختن به ذکر جزییات حتی در واگویه های بازیگرانش و از همه مهمتر خلق صحنه هایی که با اجرای ضرباهنگ منطقی قابل بازسازیست از تلاشی آگاهانه به خلق آثاری قابل تامل و نوید آتیه پر و پیمانش دارد.

انتخاب ها با بضاعت پتانسیل تاتر استان همخوانی دارد.اگر چه در اجرای سومش (بیست و دوم شهریورماه نود و پنج) موسیقی به مدد اجرا نیامد مع الوصف قصه ظهر جمعه  یکی از اجراهای قابل تامل و زیبای صحنه های اجراست که می بایستی تلاش تک تک هنرمندان به ویزه علی مزیدی که پس از سال ها  پر و پیمان به صحنه امد و  همچنین علی جاور که بازی خلاقه اش همراه با بازی های بسیار زیبا و منطقی سهیلا ستوده نیا، سمیه زین الدینی، فاطمه زارع و بازی های قابل قبول ارین مهر و دیگر بازیگران و طراحی گریم  و نور هدایتی و احسان نیک محضر همه و همه قصه ظهر جمعه را مقبول قبول مخاطبی قرار داد که البته  علیرغم همه نقد مضمونیش  اجرایی  به یاد ماندنی را در تاریخ تاتر یزد رقم می زند.
در خاتمه ضمن خسته نباشید به همه عوامل اجرایی و حوزه هنری استان یزد و به امید آثاری جاودان تر از گروه کریاس گفتارم را به پایان می رسانم .
و من الله التوفیق.
محمدرضا امیرخانی