محتوا محتوا

شناسه : 17608036


سعيد دوروزي دومين فرزند خانواده بود كه در دهم آذر ماه سال 1343 مصادف با شهادت حضرت زهرا(س) در محله ضرابي در خيابان شهداي (شورين) همدان به دنيا آمد.

به گزارش یزد هنر؛ سعيد دوروزي دومين فرزند خانواده بود كه در دهم آذر ماه سال 1343 مصادف با شهادت حضرت زهرا(س) در محله ضرابي در خيابان شهداي (شورين) همدان به دنيا آمد.دوران كودكي او مصادف بود با اوج جريانات سالهاي 42 ، 43 بود.

پدر به خاطر توجه ويژه اي كه به تربيت فرزندانش داشت از همان دوران طفوليت او را به جلسات قرآن و اخلاق مي برد .به اين ترتيب سعيد با مسائل اسلامي و اخلاقي آشنا شد طوري كه در دوران ابتدائي و راهنمائي سعي بر ارشاد دوستان و همسالانش مي نمود.

او همچنين شاهد فعاليت هاي ضد شاه و ضد حكومتي پدرش بود و از نزديك با اعتصابات و مبارزات پدر آشنا مي شد.

به دليل سؤالات بي شماري كه از پدر مي پرسيد و پاسخ هاي كوبنده و موّجهي كه از پدر مي شنيد، توانست در دوره ي راهنمائي ، انشائي عليه فعاليتهاي مفسدانه حكومت شاهنشاهي بنويسد و به اين وسيله اعتراض خود را از حكومت پهلوي نشان دهد .

بعد از قرائت انشاء ، معلم و مدير مدرسه سعيد و پدرش را به ساواك معرفي كردند و در آنجا با تهديد شديد ساواك مواجه شدند. البته اين موضوع با وساطت و پيگيري هاي يكي از دبيران مدرسه خاتمه پيدا كرد.

سعيد، علاوه بر شركت در بحث هاي سياسي به هنر، نقاشي ، موسيقي ، انيميشن و گرافيك علاقه وافري داشت . به همين خاطر از نوجواني دركنار درس به تهيه روزنامه ديواري و عكاسي و نقاشي مي پرداخت.

زمزمه ي انقلاب كه در كوچه پس كوچه هاي شهر همدان شنيده شد، سعيد همراه پدر به صف تظاهر كنندگان شتافت و با سر دادن شعار الله اكبر ، خميني رهبر ، نفرت خود را از شاه و علاقه اش را به امام و انقلاب ثابت كرد و به شكل جدي و مستمر مبارزات انقلابي خود را آغاز نمود.

با پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس حزب جمهوري اسلامي در واحد هنري اين حزب مشغول خدمت شد و با تهيه پوستر و كاريكاتور فعاليت هنري خود را آغاز كرد .بعدها اين همكاري را با مجله اميد انقلاب و نشريه پيام انقلاب كامل تر كرد .يك سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ،زماني كه حمله عراق به ايران آغاز شد . سعيد به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت و با تهيه عكس و اسلايد به ثبت لحظه هاي ناب ايثار و شهادت رزمندگان اسلام و صحنه هاي مختلف كمك رساني مردم به جبهه ها پرداخت.همزمان با جنگ وارد سپاه شد اما حاضر نشد لباس فرم سپاه را بپوشد و حقوقي به خاطر انجام كارهايش دريافت كند او از آن مي ترسيد كه با پوشيدن لباس دچار فخر و غرور شود و با گرفتن حقوق مزد الهي را از دست بدهد.

وقتي كه در سال 1360 پدر توسط منافقين ترور شد در منزل بود . با شنيدن خبر ، دوربين برداشت و به طرف بيمارستان دويد. نيمه شب وقتي به خانه برگشت عكس هاي زيادي از پيكر مطهر پدرش به ثبت رسانده بود و تمثال بزرگي از او در سپاه كشيده بود.

در روز تشييع پيكر پاك پدر طي سخنراني كوبنده اي قسم خورد كه راه پدر را ادامه دهد و انتقام خون پدرش را از منافقان كور دل بگيرد ؛ اما دو روز بعد كه در باغ بهشت حضور يافت و متوجه شد كه قاتل پدرش را غسل و كفن مي كنند به غسالخانه رفت و بدون اين كه خود را معرفي كند در غسل دادن قاتل پدر كمك كرد .

درآن سال ، سعيد موفق به گرفتن ديپلم رياضي فيزيك شد و در دانشگاه تهران نيز در رشته ارتباط تصويري پذيرفته شد . اين امر باعث شد تا سعيد فعاليت هاي هنري خود را با مطالعه بيشتر و به شكل حرفه اي تر دنبال كند.

در آغاز تحصيلات دانشگاهي موفق به خلق و ساخت كار حجمي بزرگي شد كه در نوع و شكل خود بي نظير بود. اين اثر باعث شد تا اساتيد دانشگاه توجه ويژه اي به او نمايند و متوجه استعداد خاص هنري او شوند ، اما اين توجهات و ادامه تحصيل در دانشگاه موجب شد كه او از وظيفه ي خطير خود در جبهه ها غافل نشود و بدين سان وقتي براي چندمين بار در سال 1363 به خرمشهر رفت و مشغول ثبت لحظه هاي ناب ايثار و شهادت شد؛ مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و به آرزوي ديرينه اش يعني شهادت رسيد و در كنار پدر به ديدار حق شتافت . او رفت و يادگاري هاي ارزشمندي در قالب عكس، اسلايد، گرافيك، كاريكاتور و ... براي نسلهاي تشنه حقيقت به يادگار گذاشت .

حميد برادر كوچكتر سعيد نيز دو سال پس از شهادت او در جزيره جنوبي مجنون به شهادت رسيد و سومين شهيد خانواده گرديد.