محتوا محتوا

شناسه : 15126937
شهید اکبر بضاعت پور؛


ششم خرداد ماه یکهزار و سیصد و چهل و شش اقلیم ییلاقی روستای گندیشمین حال و هوای دیگری داشت، بهاری دل انگیز و پر ترنّم که دل هر رهگذر و بیننده ای را به خود جلب می ساخت.

به گزارش یزدهنر؛ ششم خرداد ماه یکهزار و سیصد و چهل و شش اقلیم ییلاقی روستای گندیشمین حال و هوای دیگری داشت. بهاری دل انگیز و پر ترنّم که دل هر رهگذر و بیننده ای را به خود جلب می ساخت . خانواده ی روحانی معزز حجت الا سلام حاج حمزه بضاعت پور منتظر تولد هفتمین فرزند خانواده بودند . سیّده خانم اینجی هاشمی هم درد می کشید و هم با فرزند خود حرف ها می زد و از او می خواست که به لطف پروردگار و با اذن او راحت به دنیا بیاید.

زندگی حاج حمزه هم مثل سایرساکنان روستا ، یک زندگی ساده  و صمیمی با وضعیت اقتصادی متوسط بود  . با اینکه  وضعیت مالی قابل توجّه نداشتند امّا به جهت روحانی بودن  محبوبیّت خاصی درمیان مردم داشتند. اکبر درچنین محفلی رشد ونمو پیدا کرد تا اینکه زمان مدرسه اش فرا رسید . دبستان دولتی گندیشمین که به نام دبستان صفوی مسمّی گشته بود ؛ اولین مدرسه ی اکبر بود .  شهید اکبر از همان روزهای اول  با شور ونشاط تمام  به مدرسه روی آورد و در انجام تکالیف  درسی و فراگیری  مطالب ساعی و کوشا  نشان داد  . اوقات خود را از آن پس  بیشتر  با درس و مشق خود سر می کرد و اکثر معلّمانش از وضعیت تحصیل او راضی بودند .

رابطة شهید در دوران دبستان  با همکلاسی ها و همبازی هایش بسیار خوب  بود . با هم درس می خواندند و تا بیکار می شد  بنابر علاقه و توانایی اش با استفاده از قطعات تخته و چوب  به ساختن قاب عکس ، قاب ساعت و چیزهای جالب دیگر می پرداخت .

تحصیلات ابتدایی شهید در طول سالهای 1352  لغایت  1356  در همان دبستان صفوی  گندیشمین سپری شد . سپس خانواده عزم کوچ به اردبیل گرفتند و با عزیمت به اردبیل در محلّه ی ارس  خاتم النبیین اقامت گزیدند .

بنابراین شهید اکبر برای ادامه تحصیل در مقطع  راهنمایی  در مدرسه شهید  قمیصی  واقع در چهار راه ستاره آباد ( محل فعلی مدرسه راهنمایی دخترانه نور ) ثبت نام کرد .

در ایّام تحصیل در دوره ی راهنمایی هم دانش آموز زرنگ  و با هوش بود و هم از لحاظ اخلاقی خیلی مؤدب و محبوب حتی در این دوره از تحصیل  تشویق  های شفاهی  و کتبی  دریافت می کرد که یکی از این تشویق نامه های کتبی  که هم اکنون به  عنوان  یادگاری  شهید موجود  می باشد تشویقی  است رسمی به  تاریخ :  30/1/62 که مدیر مدرسه  به جهت موفقیت  تحصیلی  او صادر نموده است . او در این مقطع علاوه بـر درس به کلاسهای فـوق برنامه از جمله کلاس های امـــدادگری جوانان هلال احمر ، عضویت در بسیج و گذراندن آموزش  های نظامی و عقیدتی کلاسهای هنری  می رفت و به عضویت انجمن اسلامی مدرسه در آمده بود .

شهید  اکبر بظاغت پور قلم خوبی  هم داشت  . انشاهایی از او در موضوعات مختلف انقلاب اسلامی  ، دفاع از مستضعفین  و جنگ و جبهه  باقی است  که حکایت از هوش  و ذکاوت  او داشت . او همچنین با تکیه بر استعداد ذاتی خود خط خوبی  هم داشت تا جایی که  وقتی در کلاس دوم  ابتدایی درس می خواندآموزگارش دفتر مشق  او را به کلاس پنجمی  ها نشان می داد و از آنان می خواست که مثل اکبر خوب وخوش خط و زیبا بنویسند . ایشان در دوره ی راهنمایی به بعد خوشنویسی  هم می کرده است . که آثاری چند از نوشته های او با قلم نی هنوز هم موجود است .

در مقطع متوسطه  شهید در رشته علم تجربی دبیرستان ابومسلم سابق  واقع در خیابان  باغمیشه ثبت نام کرد .گویا در همان مدّت کم تحصیل  درمقطع متوسطه چند بارمورد تشویق واقع می شود، از جمله این که یک بار از طرف مدرسه  به سفر زیارتی  مشهد  می برند و یک بار هم  دوچرخه ای به او هدیه می دهند؛  امّا، همه اینها با دیگر تعلّقات دوران نوجوانی مثل ورزش و سرگرمی  یک طرف و  جهاد و شهادت یک طرف .

شهید که در این ایّام به ورزش های فوتبال و دومیدانی روی آورد و علاوه بر آن  در مراسم مذهبی از جمله  مجالس  ترحیم و تشییع شهدا ، نماز جماعت  ، فعالیّت های مذهبی مثل  مداحی ، اجرای سرود ،  ایفای نقش در شبیه خوانی  روز عاشورا  در نقش حضرت علی اکبر  (ع)  و ....   شرکت می جست  با این همه فعالیّت های پرشور انقلابی ارضا نشد  تا اینکه ایمان قوی و صلابت  روحیه او ؛ وی را به جبهه های حق علیه باطل  کشاند وتحصیلات متوسطه ی خــود را نیمه تمام  رها کــرد. دیدگاه او نسبت به شهـید  دیدگاهی  عجیب بود . او می گفت :  شهید در عین حالی که  مؤمن و برگزیده است بلکه از جنس همین مردم  عادی است  .

اکبر دانش آموز دیگر نه  دانش آموز رشته ی علوم تجربی، بلکه معرفت  اندوز  دانشگاه  جبهه و تعالیم  الهی بود . به بسیج روی آورد و مجرد از همه عالم هستی ، لباس  عشق به تن کرد و با بال عروج به اعماق معارف نامتناهی  ربوبی غوطه ور شد  و چنان  متحوّل گردید  که بسیجی وار معشوق  شهادت را به آغوش  کشید . او در یکی از بهتری روزهای دفاع مقدس یعنی عملیات والفجر 8 به آب اروند غسل عاشورایی نمود و در خاک گلزار غریبان اردبیل آرامید.

قسمتي از وصیّتنامه شهيد اکبر بضاعت‌پور

پروردگارا شهادت می‌دهم که تو یکتایی و هیچکس را یارای همتایی تو نیست و شهادت می‌دهم هر چه هست از آن توست و برای توست. پروردگارا شهادت می‌دهم که تمام انبیایی که از سوی تو آمده‌اند اوّل آنها حضرت آدم و آخر آن‌ها حضرت محمد(ص) همگی حق هستند و شهادت می‌دهم عاقبت بسوی تو می‌آییم تا به حساب اعمال‌مان برسی. پروردگارا آن روز که دل‌ها بیقرار شود و وحشت عمق جان هر کسی را بگیرد و آتش دوزخ زبانه کشد و در مقابل مومنان نمایان مي‌شود، ما را از محمد(ص) و خاندان پاکش جدا نگردان. شفاعت آن اهل بیت پاک را شامل حال ما بگردان. پروردگارا نامه اعمال‌مان را به دست راست‌مان بده و ما را از اهل جنّت قرار ده. پروردگارا تو را ستایش می‌کنم و با جان دل تو را پرستش می‌کنم و با جان دل تو را پرستش می‌کنم چون تو شایسته ستایشی.