محتوا محتوا

شناسه : 20931158


شهید فیروز حمیدی زاده و شهید صادق عدالت اکبری از هنرمندان بسیجی بودند که در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوریه به شهادت رسیدند.

به گزارش یزد هنر؛ شهید فیروز حمیدی زاده و شهید صادق عدالت اکبری از هنرمندان بسیجی بودند که در راه دفاع از حرم حضرت زینب در سوریه به شهادت رسیدند.

شهید فیروز حمیدی زاده :

شهید فیروز حمیدی زاده اولین بسیجی هنرمندی بود که در راه دفاع و حراست از حرم عقیله بنی هاشم به شهادت رسید.

وی از اهالی بجنورد و کارمند اداره تامین اجتماعی بود که دی ماه سال 1394 به صورت داوطلبانه به سوریه اعزام شد. همچنین شهید بسیجی حمیدی زاده متاهل و دارای سه فرزند است.

در وصیت نامه شهید مدافع حرم فیروز حمیدی زاده آمده است:

حال که عنایت خاص خداوند متعالی شامل حال اینجانب فیروز حمیدی زاده گردیده از همه عزیزان ملتسمانه آرزوی حلالیت می طلبم و امیدوارم قصور و کاستی های اینجانب را ببخشایند.در این مدت در مورد مادر و پدر و برادران و خواهرانم کوتاهی های زیادی داشته ام که امید است مورد حلالیت واقع گردم. در نبودم  مادرم را به صبر دعوت نمایید. همانگونه که حضرت زینب (س) بزرگترین و با وفادارترین بانوی اسلام در خصوص مسائب عاشورا صبر پیشه نمودند.از همسرم می خواهم فرزندانم را باید آنگونه که باعث افتخار اطرافیان و جامعه گردند تربیت نمایند، و ایشان نیز کوتاهی های این جانب را حلال کنند.

ازدایی و زندایی عزیزم حلایت می طلبم و امیدواریم قصور اینجانب را ببخشند،پدرو مادرم مصیبت دیده هستند هوایشان را داشته باشید در خاتمه از همه عزیزان طلب بخشش دارم .یاحق التماس دعا فیروز حمیدی زاده

در پایان یادآورمی شوم اینجانب مقلد حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدضله) می باشم و تمایل دارم که در صورتی که مقدور بوده و موجب زحمت وارثان نگرد در معصوم زاده مدفون شوم.(درصورت امکان در کنار قبر برادرم شهید نریمان حمیدی زاده)

حجت الاسلام قوی بنیه از فعالان بسیج مستضعفین و از دوستان شهید مدافع حرم فیرزو حمیدی زاده که در سوریه به شهادت رسید  خاطره ای از آخرین روزهای مانده به اعزام این شهید بزرگوار نوشته است که در ادامه می خوانید :

 

با خودش کلنجار می رفت که مبادا در این هوای سرد انگشتش به خوبی روی ماشه نچرخد و نرمی فشنگ به جای سیبل به تپه های سنگی، که مثل میخ به انتهای میدان تیر فرو شده بودند، برخورد کند!

 تا همینجا هم کلی التماس کرده بود، تا اجازه پدر و مادرش را بگیرد، البته آنها هم حق داشتند مخالفت کنند، هنوز داغ برادر شهیدش «نریمان» کهنه نشده بود؛ باید تمرکز می کرد تا نوک مگسک را زیر خال سیاه نشانه بگیرد.

 فرمانده میدان دستور شلیک را صادر کرد! فیروز لحظاتی نفس را در سینه حبس کرد، لوله سیاه تفنگ از میان خاکریز بیرون دویده بود، اولین تیر بیرون جست و پای سیبل، از دور، گرد و خاک بلند شد.

دومی – سومی و بعدی هم صفوف هوا را شکافت، دیگر تیری در خشاب نمانده بود، همه منتظر اعلام نتایج بودند، شلیک های سرنوشت ساز که می توانست مهر تایید آنها برای قرار گرفتن در خیل مدافعین حرم باشد.

 ناقابل دو شلیک به هدف نشسته بود و از باقی شلیک ها اثری روی سیبل دیده نمی شد، حالا فیروز تمام آرزوهای خود را بر باد رفته می دید!

دو روز به زمان اعلام نتایج باقی مانده بود، که خواب عجیبی دید و خیالش از بابت رفتن به سوریه راحت شد.

 طاقت نداشت، سراغ دوستش عبدالرضا قوی بنیه رفت و او را در جریان خوابی که دیده بود، گذاشت.

حالا ۲۰ روز از آن خواب گذشته و خبر شهادت فیروز حمیدی زاده دل دوستان را به درد آورده و سیل اشک به پهنای صورت جاریست، عبدالرضا دم را غنیمت می شمارد و خواب شهید مدافع حرم را اینجور تعریف می کند: چند روز مانده بود تا اسامی پذیرفته شدگان اعلام شود، که در یکی از شب ها فیروز در خواب می بیند که پشت سر رهبر انقلاب به نماز ایستاده و بعد از اتمام نماز رهبر انقلاب بر می گردند و پیشانی فیروز حمیدی زاده را می بوسند و می گویند: قبول باشد.

روز بعد فیروز در حالی که گرمی بوسه سید علی را روی پیشانی احساس می کرد به سراغم آمد و گفت: خیالم راحت شد، من قبول شدم.

حمید مظهری، از دانشجویان فعال جهادگر و بسیجی دانشگاه بجنورد بودیم نیز خاطرات زیبایی از شهید فیروز حمیدی زاده، اولین شهید بسیجی مدافع حرم خراسان شمالی نقل می کند.

 حمید مظهری علت آشنایی خود با شهید فیروز حمیدی زاده را شرکت در نمازهای جماعت مسجدالنبی(ص) بجنورد می داند، جایی که شهید فیروز حمیدی زاده در آن فعالیت می کرده است. او با نقل خاطره ای از این شهید بزرگوار می گوید: ما شهید فیروز حمیدی زاده را عمو فیروز صدا می‌کردیم چون از ما بزرگتر بود، تمام برنامه‌های فرهنگی مسجد را او انجام می‌داد، خط بسیار خوشی داشت. یک بار از او پرسیدم عمو فیروز چطور خطت اینقدر خوب شده است.

او پاسخ داد تمام خطاطی‌‌ها را بعد از نماز شب و با وضو انجام می دهم، درست قبل اذان صبح و زمانیکه سکوت شب حاکم می شود. او می گفت در سحرگاه احساس نزدیکی بیشتری با خدا می کنم و درخواست هایم را آنگاه از خدا می طلبم.

شهید صادق عدالت اکبری :

شهید صادق عدالت اکبری 28 ساله فرزند رضا اکبری فرمانده اسبق سپاه تبریز، پانزدهمین شهید مدافع حرم است که از آذربایجان شرقی در دفاع از حریم اهل بیت(ع) در جنوب غرب حلب به شهادت رسید.

پیکر شهید اکبری عصر روز یکشنبه 5 اردیبشت از طریق فرودگاه بین المللی شهید مدنی وارد تبریز شد و پس از تشییع از مقابل مسجد شهدا در گلزار شهدای وادی رحمت تبریز کنار همرزمانش آرام گرفت.

شهید اکبری از هنرمندان عضو انجمن عکاسی سازمان بسیج هنرمندان بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوریه حضور یافته بود طی درگیری با نیروهای تکفیری داعش همزمان با سالروز وفات حضرت زینب(س) در جنوب غرب حلب به شهادت نائل آمد و مدال پر افتخار شهدای مدافع حرم را بر گردن آویخت.

علی اصغری مدیر روابط عمومی و تبلیغات سپاه عاشورا گفت: هنرمند بسیجی عکاس، صادق عدالت اکبری پانزدهمین رادمردی است که در سال‌های آرامش وطن، جوانی و زندگی‌اش را فدای حرم‌الهی ‌آل‌‌الله کرد.

رضا عدالت‌اکبری پدر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری، در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبریز، با بیان اینکه صادق همیشه با شهدا بود، گفت: چه شهدای  8 سال دفاع مقدس و چه شهدای مدافع حرم را هیچ وقت تنها نمی‌گذاشت، حتی روز پدر را قبل از همه به پدر شهید جوانی تبریک گفت.

وی ادامه داد: صادق همیشه خودش پیکر شهدا را تحویل می‌گرفت و پس از برگزاری مراسم تشیع به آرامش می‌رسید و وصیتش هم این بود که پیش این شهدا مرا دفن کنید.

پدر شهید عدالت اکبری، با تاکید بر اینکه انتخاب صادق کاملا آگاهانه بود، گفت: همه ما مدت زمانی کم و یا زیاد عمر خواهیم کرد اما خوشا به سعادت او که آگاهانه انتخاب کرد و رفت.
وی افزود: من هیچ وقت مانع او نشدم چرا که او خودش کبیر بود و همیشه می‌گفت اگر من نروم و همه فرزندان خودشان را نگهدارند و نگذارند که برود چه کسی در مقابل دشمن خواهد ایستاد، چه کسی دل مقام معظم رهبری را باید شاد کند ما باید برویم و نگذاریم و غم و غصه بر روی چهره ایشان بنشیند.

پدر شهید عدالت اکبری، گفت: صادق همیشه می‌گفت، مقام معظم رهبری با اتکا به قدرت رزمندگان می‌گوید که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، به همین خاطر ما نیز باید محکم بایستیم در مقابل دشمنان تا مقام معظم رهبری سخنانشان را برنده‌تر بگویند.

وی ادامه داد: شهید تا دیروز که در خانه من بود به من تعلق داشت اما از این به بعد پاسداری از شهید و راه شهید با جوانان است، این‌ها را باید گفت تا همه بدانند زمان انتخاب همسر تنها شرطی که داشت این بود که همسرش سیده باشد، زندگی شیرین و آرامی داشت اما چون عاشق شهادت بود به آرزویش رسید.

پدر شهید مدافع حرم، گفت: او عاشق ولایت و ائمه بود، اینها شعار نیست، صادق گفت و عمل کرد، او همیشه می‌گفت با حسین حسین و زینب زینب سر دادن کاری پیش نمی‌رود اگر ما نباشیم اثری از حرم و حضرت زینب(س) نمی‌ماند باید باشیم تا بماند.

وی با بیان اینکه برخی‌ها در مقام شعار هستند اما در مقام عمل کنار می‌کشند، ادامه داد: هیچ کس را اجبار نکردیم و همه به عشق شهدا آمده‌اند.

پدر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری خاطرنشان کرد: خوشا به حال صادق که از من سبقت گرفت.

مادر شهید صادق عدالت اکبری با بیان اینکه صادق با شهدا زندگی می‌کرد، گفت: همیشه حرف او شهادت بود و می‌گفت آرزو کنید من شهید شوم، امروز خدا را شکر می‌کنم که زندگی با افتخاری نصیبش شد.

وی ادامه داد: او با اهل بیت(ع) زندگی کرد و تنها وصیت‌اش ایستادن پشت سر ولایت فقیه و جدا نشدن از امام حسین(ع) بود.

مادرشهید مدافع حرم گفت: وقتی تصمیم داشت برود به من گفتند نگذار او برود اما من گفتم نمی‌توانم این کار را بکنم چون یک عمر شعار داده‌ام لبیک یا حسین و امروز با عمل باید نشان دهم که شعار نیست و خدا را شکر می‌کنم فرزندم در راه اهل بیت(ع) رفت تا سرافراز باشد و سرافرازمان کرد.

در ادامه همسر شهید صادق عدالت اکبری نیز، گفت: افتخار می‌کنم که همسرم در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسیده و به او این افتخار بزرگ را تبریک می‌گویم.

منبع: سیمرغ