محتوا محتوا

شناسه : 30046923
هنرمند پیشکسوت یزدی عنوان کرد


پیشکسوت عرصه نمایش گفت: اگر هنرمند هستیم در برابر جامعه مسئولیم، و باید تلاش کنیم، به‌خصوص که دشمن این بار فرهنگ و هنر و اعتقاد ما را نشانه رفته است و این امر، مقوله ای بسیار جدی است.

محمدرضا امیرخانی؛ سال 1342 در محله گلچینان یزد چشم به جهان گشود. وی دارای 2 فرزند می‌باشد. شروع فعالیت این هنرمند به طور جدی از سال 1359 بوده است.

این پیشکسوت هنرمند در مصاحبه با خبرنگار یزدهنر گفت: شروع کار هنری من از نمایش «باغ سبز» بود که عواید  آن به مردم جنگ زده دوران دفاع مقدس اختصاص یافت. بنده 37 سال سابقه کار هنری دارم اما خود را هنوز یک طلبه و نوآموز می دانم.

وی ادامه داد: در سال 1360 از سوی جهاد یزد به تهران رفتم و در جهاد دانشگاهی دانشکده هنرهای زیبا زیر نظر اساتید حسین پرورش، حمید سمندریان، محمدرضا آل محمد و چند تن دیگر، کسب تجربه کردم.

امیرخانی افزود: بازی در 15 نمایش صحنه ای و بیش از 40 فیلم و سریال و نگارش ده‌ها نمایش صحنه ای و رادیویی، نگارش فیلمنامه و نقد نمایش و مقالات هنری ماحصل فعالیت های من در طول سالیان متمادی است.

این بازیگر یزدی بیان کرد: در حال حاضر نمایش رادیویی«میهمان» به تحریر بنده جهت ضبط در مرکز یزد آماده شده است همچنین یک نمایشنامه برای مرکز تئاتر انقلاب اسلامی ارسال نمودم و یک اثر هم به سفارش تهیه کننده مرکز قزوین در حال آماده سازی دارم که ان‌شاءالله مورد توجه مردم قرار گیرد.

وی در خصوص همکاری با صدا و سیمای مرکز یزد، اظهار داشت: رابطه کاری من با صدا و سیمای مرکز یزد بسیار خوب است و مدیر کل صدا و سیمای یزد در عین فرهیختگی بسیار فروتن و مردمی هستند.

این پیشکسوت عرصه نمایش عنوان کرد: درخواست خاصی از مسئولین ندارم اما آنچه که معضل به حساب می‌آید؛ برنامه کوتاه مدت و دراز مدت است که فکر می کنم باید مسئله نقد و بازخورد به صورت جدی در سیستم مدیریتی هنری ما اعمال شود. البته مبحث هنر پیچیدگی خاص خود را دارد و همت عالی را طلب می‌کند.

وی در ادامه گفت: هر سازمانی که با هنر و هنرمند سرو کار دارد باید اتاق فکر داشته باشد و شفاف و صریح برنامه هایش اعلام شود. متاسفانه دلمان را به جشنواره‌ها و برخی آموزش های مقطعی خوش کرده ایم که متاسفانه پس از آن شاهد هیچ تحولی نمی‌شویم  و این امر باعث شده تا حال و روز  هنر در شهر این چنین باشد و برنامه مدونی برای آن وجود نداشته باشد.
 

امیرخانی توصیه ای به جوانان علاقه مند به هنر داشت: هنر دریا است و شما باید شناگر ماهری باشید، وقتی که خوب شنا یاد بگیرید و به دریا بزنید فکر توفانی شدن دریا هم باید باشید و وقتی بسیار طولانی در این رشته هنری می مانید و به ساحل نگاه می کنید، تازه متوجهع می‌شوید که هنوز چند قدمی بیش تر فاصله نگرفته اید. سخت است و بسیار سخت است و باید واقعا عاشق باشید و کار عاشق سوختن است و سوختن است و سوختن. سوختن شعله شمعی که روشنایی می بخشد و عمری دارد کوتاه. به چشم به‌هم زدنی عمر تمام می شود. این قصه آنها است که عاشقانه می آیند و می سوزند . اما آنها که در پی شهرت و دیده شدن هستند، حتما  سراب را هم در نظر داشته باشند و در این همه سال ندیدم کسی که هدفش شهرت باشد و به آن برسد و اگر رسید با عزت و محبوب باشد و یا نامش را به نیکویی ببرند. بی شک و یقین آنها که شهره هستند و باعزت، هدفشان از آغاز شهرت نبوده است.

وی در پایان بیان داشت: باید در پایان هر شب به حساب خود بپردازیم که چه کرده ایم، اگر هنرمند هستیم در برابر جامعه مسئولیم، و باید تلاش کنیم، به‌خصوص که دشمن این بار  فرهنگ و هنر و اعتقاد ما را نشانه رفته است و این امر، مقوله ای بسیار  جدی است.

 


انتهای پیام/ا.م