محتوا محتوا

شناسه : 19433064


در این گزارش بخشی از ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینمای ایران را جمع آوری کرده ایم.

به گزارش یزد هنر؛ یکی از پایه‌های ماندگاری فیلم های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی را باید در دیالوگ‌هایی جستجو کرد که در حافظه تاریخی مخاطبانشان نقش بسته‌اند.


در زیر به بخش مهمی‌از دیالوگ‌های ماندگار سینما و تلویزیون اشاره می‌کنیم.

1- مادر مرد از بس که جان ندارد، بيچاره پير شده از بس مرده ( اکبرعبدی – مادر)

2- بيا قسم بخوريم که ديگه قسم نخوريم (محمدرضا فروتن - متولد ماه مهر)

3- ابراهیم و اسماعیل، هر دو در یك تن بودند، با من، پس گفتم، ابراهیم، اسماعیلت را قربان كن، كه وقت، وقت قربان كردن است. قربانی كردم در این قربانگاه، و جوهر این دفتر، خون اسماعیل است، پسری كه نداریم، دریغ كه گوسفندی از غیب نرسید برای ذبح، قلم نی، از نیستان می‌رسید نی در كفم روان، نی خود، نفیر داشت، نفس از من بود، نه نغمه، من می‌دمیدم چون دم زدن دم به دم(علی نصیریان- هزاردستان)

4- می‌مونه یه حلوا هدیه صاحبان عزا به اهل قبور... این تنها شیرینی ضیافت مرگ ، عطر و طعمش دعاست ... روغن خوبم تو خونه داریم ... زعفرونم هست ... اما چربی و شیرینی ملاک نیست ... این حرمته که زنده‌ها به مرده هاشون می‌ذارن ... (ماه منیر و طلعت به گریه می‌افتند) اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله است ... فقط دلواپس آردم ... خاطر جمع نیستم ... می‌ترسم مونده باشه ...( زنده یاد رقیه چهره آزاد- مادر )