محتوا محتوا

شناسه : 28154099


سازمان بسیج هنرمندان استان یزد، بیانیه ای را به مناسبت سالروز شهادت شهید مرتضی آوینی و هفته هنر انقلاب منتشر کرد.

به گزارش یزدهنر؛ سازمان بسیج هنرمندان استان یزد، بیانیه ای را به مناسبت سالروز شهادت شهید مرتضی آوینی و هفته هنر انقلاب منتشر کرد:

قلم را بردار و در هیاهوی سکوت جانها که زخمی شگرف را بردوش میبرند, "فتح خون "را زمزمه کن و  به هدهدانی که در بالهایشان , شوق پرواز است و شور آغاز, راز فتح آسمان را در کربلایی دیگر هدیه کن که خوش گفته ای: " زندگی به خون وابسته است و  پیکر تاریخ  بی خون خدا مرده ای بیش نیست و سر مبارک امام شهید بر فراز نی رمزی است میان خدا و عشاق ؛ یعنی که این است بهای دیندار"


دوربینت را به شانه بگیر و از نیزارهای بلند وزخمی این شهر عبور کن , نی نامه ی رنج انسانهای مانده در هبوط را با قلم خویش بنویس و فریاد بزن:
" حقیقت وجود انسان, روح الهی اوست که چون خورشیدی منیر در پس حجاب بدن حیوانی و تعلقات گران بار دنیایی اش پنهان مانده است."


راستی سید!تو از دریچه ی دوربینت به تماشای کدام حقیقت نشستی و کدامین پرواز عاشقانه را به قاب جاودانه ی تصویر سپردی تا با روایت فتح خویش , دنیا را به حیرت و تماشا ببری.
سید! خودت بگو ! آغاز "روایت فتح "از کجاست؟


  سید بگو که اول از فتح خویش آغاز کردی و از سیم های خاردار نفسانیت خویش عبور کردی چرا که خود میدانستی" آنچه هنرمند می پردازد نقشی است که از غیب در آینۀ جان او اشراق یافته است و اگر هنرمند از شواغل و تعلقات دنیایی إعراض نکند و اهل جذبه عشق نباشد آن جانب را نخواهد یافت."


و تو هنرمندانه به فتح خویش رسیدی که "روایت فتح"  آسمانی ها را چنین هنرمندانه جاودانه سازی. و چه خوب گفته ای:
هنرمند از آسمانیان می گیرد و بر زمینیان می بخشد. پس سینه اش باید قابلیت نزول ملائکه ای را داشته باشد که واسطۀ الهام هستند.سینه تنگ کور دلان کجا و آسمان بی کران کجا ؟"


سید بر خیز ! از یاران سفر کرده بگو ?راستی  از کربلای 5 چه خبر ؟


سید ! برای ما که سخت به زمین دل  بسته ایم و دم از هنر میزنیم از " شهری در آسمان" بگو ! به ما که از رویت حقیقت دور ماتده ایم ودر پیله ی هنر خویش ,.دست و پا میزنیم. غافل از این که باید پروانه بود و هنرمندانه در شعله هاسوخت تا بتوان سوختن را سرود. درست مثل تو سید که با چراغ بصیرت , مسبر خویش را یافتی چرا که خودت گفته ای"


هنرمند رویی به عالم غیب دارد و رویی به عالم شهادت. با آن روی,. خورشیدی منیر است و با این روی قمری مستنیر در شب ظلمانی کرۀ ارض ، اما کدام هنرمند؟ هل یستوی الأعمی و البصیر"
راستی مگر هنرمند، بی چراغ بصیرت میتواند چراغ افروز راه دیگران باشد. مگر میشود آسمانی نبود و از آسمانی ها نوشت و آسمانی ها را به تصویر کشید؟

سید! آهسته تر قدم بردار که در این گردو غباری که امروز نفسهایمان را بریده و راهمان را تاریک ساخته , جای قدمهایت را پیدا کنیم . در این کوران شبیخون فرهنگی که هدیه اش قفس اسارت نفس است به ما راه رهایی را نشان بده و پرندگی را به ما هدیه کن. و چقدر خوب گفته ای:
"آزادی انسان در آزادی از تعلقات انسانی است و آن آزادی که در غرب گویند ، قبول بندگی عادات و تعلقات است و عین اسارت و نه عجب که از خصوصیات اصلی دنیای امروز یکی هم این است که  الفاظ را " وارونه" به کار می برند؛ می گویند "آزادی " و مرادشان  " اسارت " است، می گویند " عقل " و مرادشان " وهم " است . می گویند " انسان" و مرادشان " حیوان " است و می گویند " تکامل " و مرادشان " هبوط" است و می گویند " علم " و مرادشان " جهل" است ".


و تو چقدر عاشقانه و هنرمندانه زندگی کردی که خداوند حتی مرگی هنرمندانه را برایت برگزید که شهادت , روزی هر کس نیست، چراکه باید پرنده بود و دل در گرو آسمان داشت  تا پرندگی کرد . چه خوش گفتی:  " زندگی زیباست اما شهادت از آن زیبا تر است ، سلامت تن زیباست اما پرنده عشق, تن را قفسی میبیند که در  باغ نهاده باشند ..."

و من امروز , در سایه ی آرمانهای تو و هنرت که " رستاخیز جان" های تشنه است, آموختم که  "هنر زمزمه مستی است و خود آگاهان را حاجتی بدین زمزمه نیست."


باید وضو گرفت و دل به راه داد و به جستجوی حقیقت , بال گشود تا هنری آفرید آنگونه که باید .


" یاران ؛پای در راه نهیم که این راه رفتنی است ونه گفتنی..."


سازمان بسیج هنرمندان استان یزد

انتهای پیام/ا.م