محتوا محتوا

شناسه : 28697280


شاعر پیشکسوت استان؛ نامه ای را به محضر امام هشتم شیعیان جهان تقدیم کرد.

یزدهنر؛ نوشته ای از پیشکسوت شعر و ادب استان یزد؛ سید علی میری به پیشگاه ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع):
 
امام خوبم سلام، آمده ام دست بوستان، دست و پایم را گم کرده ام، عطر سیبتان را به جان می خرم، زمینی باشد آسمانی اش می بینم. آمده ام پای بوستان، شرمندگی نمی گذارد سرم را بالا بگیرم. امام  دیگران باشی و مرا هم نمی بینی، باز هم برایم بزرگی. نفسم را به نفس کبوتر حرمت گره می زنم تا بازتر به سایه ی نفست بنشیند.
 
آقای خوبم؛ صیادی ات را دیده ام گاهی به حریمت نیامده ام که به بندت در نیامده باشم. گزافه نیست اگر دربندی ام بنامند. دلم نمی خواهد رازم را برایت بگویم می‌ترسم نسیم معطر دور و برت حرفم به این طرف و آن طرف برساند و رسوایم کند. می گویم به رسوایی اش می ارزد. دلم تنگ شماست هرچه پیشتر می آیم بیشتر دلم می گیرد. حسودی ام می شود که یک نفر را بی مهر خود نگذاشته ای، دلتنگی ام ارزانی اتان، جانم برایتان در می آید.
 
آقای خوبم تماشاچی خوبی برای بازی ها نیستم، نمی توانم کف بزنم وقتی به سلام شما توهین می کنند. نمی توانم طوفانی نشوم وقتی کدورت کریه کلام دوستان بازی خورده را می بینم.
صبحانه ام بهار نارنج جاری در نفس نمازگزاران حرمت هست و بس. نهارم را با تشهد خاکیان حرمت صرف می کنم. شامم را با سحری فرشتگان حرمت همراه می شوم چقدر فراخ روزی هستم.
 
آقای خوبم،  می خواهم همه ی این ها را که گفتم باشم، اما نیستم. اصلا من کیستم که بخواهم به حساب بیایم. حسابم دست شماست. هر طور می خواهید ببینیدم. نامه برایتان نمی فرستم. حرف هایم نوشتنی نیستند. فقط می گویم سلام، دلم تنگ شماست. سنگ ها هر چه می خواهند بگویند. 
 
سید علی میری رکن آبادی
 
انتهای پیام/ا.م