محتوا محتوا

شناسه : 19540275
یادداشتی بر اجرای پرفورمنس آرت میدان خان یزد؛


چیدمان نامناسب تابلوها در اجرای پرفورمنس آرت میدان خان یزد را می توان ضعف اصلی این نمایش عنوان کرد.

به گزارش خبرنگار یزد هنر؛ از ابتدای سال1395 پرفورمنس آرتی با موضوع معرفی آداب و سنت های گذشته یزد در میدان خان با هنروری هنرمندان یزدی اجرا می شود که با یادداشتی توسط محمد رضا امیر خانی از هنرمندان و ناقدان برجسته استان به قلم تحریر در آمده است که متن اصلی این یادداشت به شرح زیر می باشد.

یزد را دومین شهر تاریخیش می نامند و اولین شهر خشتی جهان که با توجه به شناسه اش و قدمتش مورد توجه گردشگران داخل و خارج قرار گرفته است و مدعای این مهم حرکت تورهای گردشگری از اقصی نقاط ایران و جهان به قلب کویر است.

شهری که دارالعباده اش می خوانند با مردمانی سخت کوش که صدها متر به عمق زمین می روند تا جرعه آبی بیابند و معیشتشان را سر و سامانی بدهند.

یزدی کویری سختی را چنان زیبا آسان کرده است که موجب شگفتی جهانیان شده است. معماری کویریش زبان زد خاص و عام است که مهمترین شاخصه در آفرینش معماریش همسویی با حاجت مردمانش است که پدید آورنده آثاری جاودان بر اساس نیاز مادی و معنویشان می باشند.

با این مقدمه کوتاه از یزد دارالعباده در نوروز نود و پنج به میدان خان یزد می رویم. ارائه تابلوهایی از هنر کویریان که حال کمرنگش می یابیم و یا مغضوب تمدن جدیده شده است و می رود که به محاق رود و حال هنرمندان تجسمی و نمایشی این دیار به هدایت دو هنرمند فرهیخته آقایان پرویز ذهبی و امین محمدی نیا تابلوهایی ارائه می دهند که هم گویای تحرک است و هم مرثیه ایست بر آنچه دیگر نایابش می یابیم که به همه مجریان این پرفورمنس آرت قبل از هر نقدی دستمریزاد و خسته نباشید می گویم. چرا که قبل از همه استفاده کاربردی از پرفورمنس و ارتباط موثرش با مخاطب عام و خاص را شاهدیم و از همه مهمتر مفهومی بودن این هنر است که تفکر و تامل برانگیز است.

مهمترین زاویه دید این پرفورمنس کاربرد دو هنر تجسمی و نمایشی و نگاه غمگینانه اشان به هنرهای دیگر است. هنرهایی که برای هنرهای دیگر دل می سوزاند و این زیباترین منظر این هنر مفهومیست که نمود عینیش را در میدان خان یزد می بینیم.

آنچه مورد نقد این قلم است چیدمان تابلوهاست؛ نقاشی و خط را در کنار دار قالی که زنی به آن چنگ انداخته و وقتی از این دو تابلو در راهرو ساختمان می خواهی بیرون بیایی یک مرد سیاه عبوس و غمگینی را می بینی که در هزار توی لوله های آهنی گرفتار شده و آن چنان که نای حرف زدن ندارد و دیگر از خوشمزگی سیاه اصلا خبری نیست.

اما وقتی داخل میدان می شوی دخترکی که پشت درخانه ایستاده است، مرد حلاجی که حلاجی می کند و ... و زنان بافنده ای که دو سوی حوض بزرگ به بافندگی مشغولند. راستی چه رابطه معناداری می بینیم؟ نمی خواهم در مفهمومی بودن تابلوها شک و شبهه ایجاد کنم که تابلوها به صورت واحد همه گویای معنا و مضمونی قابل تاملند که در پیوستگی آن نه به واحد نمی رسیم. به طور مثال اگر یکی از تابلوها را حذف نمائیم و یا مکان آن را تغییر دهیم به لاینحلی نمی رسیم و در یک جمله کوتاه تابلوها به صورت واحد از معنا و مفهومی قابل تامل برخوردارند که زنجیره ارتباطی آنها اگر نگوئیم مخدوش که سخنی گزافه است و البته پرفورمنس کارها اساسا تاکیدشان بر استقلال اجزاست.

مع الوصف در مجموعه به یک نظم خاصی نمی رسیم که اگر به نوعی تعمد منظر طراحان پرفورمنس باشد که البته طبق قواعد چنین نیز باید باشد در همین اجزا مستقل نیز باید منطقی را حاکم بر مفهوم کلی کار بیابیم که مخاطب در استقراء و هارمونی پا را از واحد فراتر نمی نهد که این را می توان هم نقطه قوت کار نامید و هم ضعف کار که با توجه به احاطه مفهوم چند تابلو بسیار زیبا بخصوص چنگ زدن دختر به دار قالی و یا گرفتار شدن و غمگینی سیاه در چنبره روزگار صنعت زده در مجموع کار دوستانمان در اجرای پرفورمنس آرت را به فال نیک می گیریم و دیگر خرده نمی گیریم به طراحی لباس بازیسازان و نوع گریمشان که البته می توانست منطقی تر و گویای زمانه خود باشد که به دلیل کمی  بضاعت و برخی بی مهری ها به آن نمی پردازیم.

بازیسازان:
بنفشه جاهد
عرفان یکتا
فاطمه پارسائی
زهرا صالحی
ساغر حسینی
رضوان مختاری
پریناز بیژن
علیرضا محمودی
شهاب دهقان
میلاد نقیبی
محمدرضا اولیا
عرفان منصوری
محمد حسن خانی
امیرحسین کارگر
داوود زارچی
فاطمه عسگری
و عکاس
مستوفی
 

تصاویر زیر از ایسنا