محتوا محتوا

شناسه : 20211143
یادداشت؛


مسئول سازمان بسیج هنرمندان یزد در پی حملات اخیر برخی به مرحوم فرج الله سلحشور واکنش نشان داد و در اینباره یادداشتی را به قلم تحریر در آورد.

به گزارش خبرنگار یزد هنر؛ علی محمد پارسائیان مسئول سازمان بسیج هنرمندان یزد در پی حملات اخیر برخی به مرحوم فرج الله سلحشور واکنش نشان داد و در اینباره یادداشتی را به قلم تحریر در آورد که متن کامل آن به شرح زیر می باشد.

این روزها شاهد پخش مجدد سریال یوسف پیامبر(ع) از شبکه آی فیلم می باشیم سریالی که کارگردان آن چندی پیش دعوت حق را لبیک گفت کارگردانی که توانست تا احسن القصص قرآن را برای مردم با زبان رسای سینما بیان نماید کارگردانی که شوق ساخت مجموعه حضرت موسی (ع)  را نیز در سر داشت لکن دست تقدیر این کارگردان متعهد را از سینمایی ایران گرفت لذا لازم است تا با بررسی اندیشه این کارگردان متعهد تلاشی در جهت تولید مجموعه هایی که برگرفته از قرآن و روایات می باشدو بتواند ارائه دهنده فرهنگ اصیل اسلامی باشد را دنبال نماییم آنچه که در این  کارگردان وجود داشت دارای دو وجه بود  که ما می توانیم برای بعضی انسانها یا پدیده ها  دوشخصیت قائل شویم و موجودیت آنها را در دو هویت بررسی نماییم حقوقی یا حقیقی و یا اجتماعی و فردی یا امثال دیگر.

شخصیت فرج ا... سلحشور از اینگونه آدمهاست یکی آنکه فیلمساز است و آثاری را ساخته یا تولید کرده است که خوب یا بد در حوزه سینما و فنون مرتبط با آن قابل نقد وبررسی توسط فیلم سازان می باشد و بدیهی است که نوع نگاه و دیدگاه منتقد درنقد آثار او بی تاثیر نیست و به راحتی می توان آن را فهمید، می توان تعریف های که از نگاه موافق ناقد ارائه می شود یا کویش ها و حملات  ناشی از نگاه مخالف او را به راحتی فهمید واندیشه ناقد مورد شناسایی قرار گرفته می شود.

ولی تا اینجای کار متعلق به فرج ا... سلحشور است که بد یا خوب مورد نقادی قرار می گیرد و در حوزه نقد  کاملا پذیرفتنی است و بی شک این طرز عملکرد شامل تمام افراد فعال در این حوزه و حتی هر حوزه دیگری اعم از هنری یا غیر می گردد.اما سلحشوری که اخیرا و توسط بعضی رسانه ها مورد نقد و بررسی که نمی شود گفت، بهتر است بگوییم مورد تهاجم قرار گرفته است هویت غیر فردی اوست  کسانی که گویی با چشمانی بسته و با دیدگاهی خاص و کاملا بصورت یک طرفه فرج ا... سلحشور را مورد هجمه قرار داده اند و به هیچ وجه با شخصیت هنری و آثار هنری او کاری ندارند بلکه این دیدگاه و نقطه نظرات مرحوم سلحشور می باشد که عده ای را به هراس انداخته تا جایی که اقدام به توطئه و تخریب وی نمودند و سعی در ایجاد انحراف اذهان نسبت به وی دارند.مگر هنرمندان دیگر چه در طرف مقابل آثار بقول خودشان طیف خودمانی و چه در نقطه مقابل طیف متقابل ،آثار  تام و تمام و متکاملی را پدید آورده اند که سلحشور نتوانسته یا ضعیف عمل کرده است مگر سریال های دیگری که حتی توسط غول های سریال ساز ایرانی ساخته شده است چند اثرش توانسته بهتر از آثار سلحشور با مردم داخل یا خارج از این سرزمین ارتباط برقرار کند.

و کدام منتقد به خودش این اجازه را داده است تا اینگونه مانند سلحشور آنها را مورد هجمه قرار دهد.نه تنها این اتفاق نیفتاده است بلکه گاهی مورد ملاطفت و توجیه کاری نیز قرار گرفته اند. پس باید بررسی شود که چرا بعد از مرگ وی پای سلحشور به میان می آید.زیرا که معمولا افراد بعد از مرگشان فارغ از گذشته شان مورد تقدیر و تجلیل قرار می گیرند و همه طلب آمرزش برای مرحوم را دارند برعکس می شود و ایشان اینگونه با تهاجم عده ای مواجه می شود.

پس باید فرج ا... سلحشور را از زاویه دیگری که او درآن قرار دارد مورد بررسی قرار داد تا معلوم شود علت این همه انتقادات خصمانه که حتی بعد از رحلت ایشان نیز به او رحم نمی کنند و در واقع او را رها نمی کنند چیست؟

مسلما این تفاوت به نوع نگاه و طرز تفکر خاص سلحشور که در طول زمان و در دگردیسی هایی که سلحشور با توانمندی هرچه تمام تر آنها را با قدرت گذرانده است باید پیدا کرد. این تحول را کمتر کسی در بین انسان های مرتبط با تفکرات انقلابی توانست حفظ کند مگر یکی دو چهره که آوینی شخصیتی مثال زدنی دراین زمینه بود و سلحشور نیز از بعد از انقلاب توانست تا با حفظ صلابت های فردی خویش همواره بعنوان کسی که قرار است تا از سنگری که به او سپرده شده است هم دفاع جانانه ای داشته باشد و هم آن جایگاه را تبدیل به مکانی تهدید آفرین برای دشمن نماید که از آن نقطه بتوان تهاجمات کارسازی را علیه آنها رقم زد فعالیت نمود. طبیعی است دشمن نیز با رصد مواضع و شناسایی مواضع او سعی در انهدام و از بین بردن آنها داشته باشد و طبیعی است که سلحشور بعد از مرگ نیز مورد این حملات قرار می گیرد زیرا سلحشور دارای شخصیتی حقیقی، مثل هر انسان دیگر از این دنیای فانی رفته است ولی اندیشه او و آثار او همچنان" هل من مبارز"می طلبد  و باعث شود تا افرادی بعنوان ادامه دهندگان اندیشه ضد استکباری سلحشور ، او را همواره زنده و پایدار بسازند.

اینجاست که این برداشت پدید می آید که سلحشور با دیگر هنرمندان هم طراز عصر خویش این تفاوت آشکار را داشت که هیچ وقت نان را به مصلحت اندیشه های دیگران نخورد و هیچ وقت فشار فکری روشن فکران جشنواره طلب و مصلحت اندیش و جایزه بگیران جهانی را بر خویش هموار نکرد و طمع هیچ استقبالی را در هیچ نقطه از جهان برای گرفتن جایزه ای برای خاموش کردن صدای اندیشه ی خویش نپذیرفت و همچنان و همواره انقلابی و انسان طلب و طالب دنیایی ایده آل برای تمامی انسانها به ویژه محرومین و تازیانه خوردگان بود و تک تک وجدان های آگاه را به داوری و قضاوت در دنیای استعماری مستکبرین فرا می خواند.

این خصلت بود که در دیگر هنرمندان کمتر یافت می شد و او را از دیگران متمایز می کرد و همین  بهانه خوبی برای حمله آنها به اثرش شد بدیهی است که مخاطبان او نیز مرواریدوار از اندیشه های او پیروی نمایند و با تبعیت از او افکار انقلابیش را سر لوحه رفتار و کردار خویش قرار دهند طوری که حتی بعد از مرگ جسمی او توان و برد اندیشه های او بردی چند برابر پیدا کرده است و این جاست که دشمن با مرگ او نه تنها نتوانست او را تا گورستان بدرقه کرده و با دفن او آرامش یابد بلکه تضارب آراء بوجود آمده بعد از رحلت او شدت تهاجم بر او را ضروری تر تلقی کرده و عزم خود را برای زدودن آثار ذهنی او و همفکران اش بر جمیع مخاطبان او در سراسر دنیا جدی تر کرد.

دشمنی که می داند برای ترور افکار و اندیشه های یک فرد یا باورهای یک جامعه تنها با سلاح قلم میتوان حمله کرد و برای این هدف فقط با ایجاد شک و شبهه در باورهای مخاطبان و تفسیر دیدگاه های آنان با ایجاد  تشکیکات فرهنگی سعی در محو اندیشه های این هنرمند را دارد.