محتوا محتوا

شناسه : 25597599
شعر/


جمعی از شاعران عضو انجمن فضای مجازی «اوج هنر» شعر بسیج هنرمندان استان یزد در شب وداع با 175 شهید غواص در سال 1394؛ شعری را سرودند.

به گزارش یزدهنر؛ جمعی از شاعران عضو انجمن فضای مجازی «اوج هنر» شعر بسیج هنرمندان استان یزد در شب وداع با 175 شهید غواص در سال 1394؛ شعری را سرودند که مرور آن خالی از لطف نیست:

صد و هفتاد و پنج لاله ی سرخ
به تماشای آسمان رفتند
لاله های شکفته از این خاک
چه غزل خوان و بی نشان رفتند

صد وهفتاد وپنج مروارید
صدوهفتاد وپنج دریادل
دست بسته به سمت شط رفتند
تارسیدند برلب ساحل

مثل آن سالهای خاطره ساز
بال سرخ کبوتر آوردند
صد و هفتاد و پنج شیشه گلاب
از دل باغ قمصر آوردند


ماهیان تشنه لب ولی عاشق
بین امواج ورود رقصیدند
دل به دریا زدند در طوفان
از خروش خطر نترسیدند


صدو هفتاد و پنج قوی سفید
پر زنان سوی آسمان رفتند
آسمان هم برایشان کم بود
تا فراسوی کهکشان رفتند


باز هم دست دشمنان رو شد
نقشه ی شومشان   هویدا شد
لاله ها  زیر خاک جوشیدند
عشق با دست بسته پیدا شد

 

خط شکن های کربلای 4
تشنه لب زیر خاک افتاده
دست بسته اسیر خاک شدند
صد و هفتاد و پنج دلداده

 

توی آن لحظه های جانفرسا
آه مادر چه ها کشیدی تو
من به قربان قدّ و بالایت
پسرم همچنان رشیدی تو

 

آخرین جمله ای که یادم هست
آخ مادرببند کفش ات را
بندبند دلم برید از هم
دست بسته چطور یک شط را...؟

 

آخ محسن...جواد...اسماعیل
پدرت زخم دارد و شاداست
مادرت دست بسته دیده تورا
یادقنداقه ی تو افتاده ست...

 

مادری دلشکسته و غمگین
عشق یک دشت لاله  در سر داشت
باز هم داستان عاشورا
صدو هفتاد و پنج اکبر داشت


بوی عطربهار می پیچد
لاله هاروی شانه می ایند
برگهاشان به هم گره خورده
لاله ها سوی خانه می ایند

بالب بسته در دل این خاک؛
خوب من! راه را نشان دادی
کاش تا مادرت نفهمد که
با همان دست بسته جان دادی

بالب تشنه شاه ماهی ها
؛زیر خاکی ؛غریب جان دادند
؛صدو هفتاد و پنج اقیانوس؛
درس ایثار یادمان دادند

از دل کرخه تا لب کارون
بوی عطر شهید می آید
باز در شهر ما فضا گل کرد
به گمانم که عید میآید


آسمان هم به خویش می بالد
لحظه ها پر شد از نسیم بهار
کاش میشد که عشق بنشیند
روی دوش غزل هزاران بار

 

سیصد و سیزده نفر میخواست
صد و هفتاد وپنج از آن کم شد
نصف راه ظهور طی شده است
کمر مادرش ولی خم شد

 

دل به دریا زدند تا آخر
دیگر این ماهیان نمک گیرند
خاک و آرام و خواب لازم نیست
«سروها ایستاده میمیرند»


صد و هفتاد و پنج یک رمز است
هیچ کس هم خبر ندارد از آن
ما به دنبال قصه می گردیم
از شما اسوه های جاویدان


صدو هفتادو پنج یعنی عشق
عشق گوید زمان پرواز است
دستهای شما اگر بسته است
بال های شما ولی باز است


یادمان  داده اید نگذاریم
پدر انقلاب ، خسته شود
وبمانیم بر سر پیمان
دستهامان اگر چه بسته شود

آسمان در تو می کند پرواز
روز از چشمهای تو پیدا
عاقبت در شبی غریبانه
دل به روح تو میزند دریا

صد و هفتاد وپنج خاطره که
دستشان بسته است در ذهنم
صد و هفتاد و پنج بار اسمت
بی هوا نقش بست در ذهنم

چه سرودی  ستاره ها امشب
به زبان سکوت می خوانند
که صدفها میان اقیانوس
دسته جمعی قنوت می خوانند

بازگشتند روی شانه ی شهر
صد و هفتاد و پنج مروارید
صدو هفتاد و پنج شیشه ی عطر
صد و هفتاد و  پنج شعر سپید

در بهاری که رنگ خون دارد
هی کبوتر به باغ می آید
این شب تیره را بگو فردا
نور صدها چراغ می آید

عطر اسفند و عشق میپیچد
در هوای گرفته ی تهران
قطعه ای از بهشت خواهد شد
روز بیست و ششم بهارستان

به تماشای هرچه زیبایی
سفرت را شروع خواهی کرد
به دلم وعده داده ام امشب
تودوباره. طلوع خواهی کرد


اسامی شاعران به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است:
سید محمدصادق آتشی، نجمه بناییان، حسن حاتمی، مهدی حافظیه، زهرا دهقان، سید داوود دهقانی، مهدی رباطجزی، سید علی رضوی، طوبی زارع، فایزه زرافشان، طیبه سلمانی نژاد، زهرا شایق، ایمان شایق، زهرا شمس الدینی، رقیه عابدزاده، رضا غلامحسین نژاد، حسن لقمانی، عقیله مشتاقیان، عالیه مهرابی، حمیدرضا نظری و افسانه نوری.

 

انتهای پیام/ا.م